بهار معنی

دکتر عبدالله نصرتی- عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه بوعلی

*دکتر عبدالله نصرتی

*عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه بوعلی

بخشی از مقاله «بهار معنی/ همدان در چشم انداز خاقانی مندرج در کتاب ناله زندانیان خاک» اثر که حاوی مقالاتی در زمینه همدان شناسی و مشاهیر فرهنگی و دینی و ادبی همدان است:

… از جمله چهره‌های شاخص سبک عراقی و از نوابغ شعر فارسی، خاقانی شروانی است که از ارکان عمده این سبک به ویژه در زمینه قصیده سرایی به شمار می‌رود. خاقانی با آن‌که شوق وافری به سفر به شرق و غرب از خود نشان داد، کمتر توفیق سفر یافت. البته دو دوره سفر به مکه داشته که توفیق کمی نیست، اما سفر به شرق یعنی خراسان با همه شیفتگی‌ها و بی‌قراری‌ها که نسبت به خراسان نشان می‌داد تحقق پیدا نکرد و در هر دو سفرش به این خطه، در نیمه راه از رفتن باز ماند.

سفر خاقانی به مکه بدون دستاورد نبود و شاید اگر تنها دستاوردش از این سفر قصیده « ایوان مدائن » بود، فارسی زبانان را کفایت می‌کرد. اما خوشبختانه علاوه بر این قصیده مشهور که از درخشان‌ترین و عبرت‌آموزترین و موثرترین قصیده‌های ادب فارسی و در عین حال نشان دلبستگی همین شاعر به میراث فرهنگی کشور باستانی و یادآوری افتخارات دیرین نیاکان است، منظومه دیگری از او باقی مانده است که تا حدی سیر آفاقی خاقانی را نشان می‌دهد. این منظومه مثنوی «تحفه العراقین» است که اگرچه توقع و انتظار خواننده را برآورده نمی‌کند، برخی از زوایای آن می‌تواند در شناخت فرهنگ و ویژگی‌های فرهنگی ایران زمین مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

تحفه العراقین، مثنوی محدودی است در سه هزار و دویست و بیست بیت که خاقانی آن را در نخستین سفر حج یعنی سال ۵۵۱ هجری سروده و در این کتاب شرح مسافرت خود و کسانی را که دیدار کرده، بازگو کرده و آن را به نام جمال الدین وزیر صاحب موصل تمام کرده است.

این منظومه را سفرنامه  منظوم خاقانی تلقی کرده‌اند. اما در حقیقت یک منظومه مدحی است که جنبه ستایشی آن بر اطلاعات جغرافیایی و اجتماعی‌اش سایه افکنده است. خاقانی در این منظومه از برخی از مکان‌ها از جمله زادگاه خود شروان در شمال غربی ایران قدیم دلگیری شدید نشان داده و از بعضی مکان‌ها ستایش و تعریف کرده و رضایت خاطر خود را ابراز داشته است.

از معدود شهرهایی که در تحفه العراقین مورد ستایش این شاعر دیر پسند قرار گرفته، شهر همدان است که غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملکشاه سلجوقی (۵۴۸ – ۵۵۴ ه.ق) در آن سلطنت داشت.

همدان و نواحی آن و حکومت پادشاه مذکور، مورد پسند خاقانی قرار گرفت و با زیباترین تعبیرها در تحفه‌العراقین به ستایش شهر و پادشاه آن پرداخت. از جمله او را خدایگان ایران قلمداد کرد که قحط را از کشور دین ریشه‌ کن ساخته است. این ستایش‌ها در طی قصیده‌های بسیار باشکوه و درخشان در دیوان هم تکرار شده است.اما توصیفش در تحفه العراقین :

بینی چو قضا فراخ میدان

درگاه خدایگان ایران

برداشته قحط کشور دین

کشور ده کافه ی سلاطین

برجیس رکاب و آسمان رخش          سلطان جهان ستان جانبخش

پیشانی ملک یافت مقصود

از داغ محمد بن محمود

بر گوهر هر تاج او فرشته

ما اعظم حرمتک نوشته

 

این توصیف و ستایش از همدان پررنگ تر و مبالغه آمیزتر است. ظاهرا در آن روزگار همدان از رونق و آبادانی و سرسبزی بیشتری برخوردار بوده که توانسته این چنین توجه شاعر دیر پسند و متکبر شروان را جلب کند، زیرا خاقانی شاعری است که کمتر پدیده یا شخص یا جایی توانسته مورد توجه قرار گیرد و این تعریف‌ها و ستایش‌های رنگین از همدان آن هم از زبان چنین شاعری بهترین دلیل بر آبادانی این شهر در آن روزگار است.

خاقانی همدان را شهری مقدس می‌داند که باید راهش را به دیده پویید و نامش را « بلد الامین » نهاد چون ساحتش نظیر ساحت مکه است و الوندش حکم کوه ابوقبیس مکه را دارد و یا الوند کوه قاف است که قله‌اش سر به آسمان می‌ساید و ریشه در عمق خاک دارد، سیمرغ در دامن الوند آشیان گزیده است و همدان که نگین جهان است به چنین کوهی تکیه داده است و سنگریزه‌های الوند حکم جواهر دارد :

راه همدان به دیده پویی

هذا البلد الامینش گویی

خضراش مثال کعبه دانی

اروندش بوقبیس خوانی

کوهی حجرش جواهر پاک

میخ اش زمی و ستون افلاک

تیغ اش به فراز برده خرگاه

زان سوی سماک سال ها راه

بیخش ز نشیب کرده آهنگ

زان سوی سمک هزار فرسنگ

سیمرغ به دامنش فرو دید

سی مرغ دگر چو خود بر او دید

صدساله بلند رفته هر یک

قافی به دهان گرفته هر یک

کار همدان چه دست بالاست          کاروند قرارگاه عنقاست

الا به وجود او قوی نیست

پشت همدان که روی دنیی

چون در همدان مقر گرفتی

حظ همه دان که برگرفتی

هم طالع دین سعید بینی

هم شام و سحر دو عید بینی

خاقانی ضمن ستایش از سادات همدان، به ویژه علما و دانشمندان این خطه، حوزه علمیه شهر همدان را مورد توجه خاص قرار داده، مدرسان و حافظان قرآن شهر را «جامعان معنی » دانسته که آسمان با همه رفعتش کمر به خدمت آنان بسته است.

این علما سایه حق در زمین قلمداد شده‌اند، آن هم از طرف شاعر عالم و اندیشمند قرن ششم که شاعران و عالمان زمانه خود را کمتر قبول داشته و غالب آنان را ریزه‌خوار خوان شعر و دانش خویش معرفی کرده است:

بسته کمر آسمان به خدمت

در حلقه  حافظان امت

جمعی همه جامعان معنی

دلشان همه جامعان معنی

قومی همه سالکان عصمت           جانشان همه ساله کان عصمت

آن صف که مدرسان دین اند

سایه حق و سائس زمین اند

این طایفه کانجم زمین اند

در سایه آفتاب دین اند

 

قرن ششم هجری قرن شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و اوج باروری شعر و ادب فارسی دری بود، در این قرن در همه ی نواحی ایران زمین و جهان اسلام مدارسی پربار دایر بود و به برکت این مدارس و مراکزی چون نظامیه ها و تاجیه ها، امکانات تحصیل و فراگیری دانش و معرفت برای همگان فراهم بود. در این دوره ی فراگیری علم و جوشش استعدادها قشرهای مختلف جامعه به مراکز علمی و خانقاهی روی آورده بودند، اما توصیف و تعظیم خاقانی از حوزه های علمی همدان و بزرگداشت عالمان و متفکران و فرزانگان این سامان بیانگر درخشش این حوزه ها در همدان نسبت به سایر نقاط ایران و جهان اسلام است.

*منابع در دفتر نشریه موجود است

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.