«غبارزدگان»؛ داستانی در دلِ محله‌های همدان

«غبارزدگان»؛ داستانی در دلِ محله‌های همدان

نجوا کندری
رونمایی کتاب «غبارزدگان» در بیست‌ویکمین نشست «خوانش»
عصر پنجشنبه ۲۲ آبان‌ماه ۱۴۰۴، مجموعه فرهنگی هنری دیدار، میزبان جمعی از نویسندگان و کتاب‌دوستان همدان بود که به بهانه رونمایی کتاب «غبارزدگان» گرد هم آمده بودند. بیست‌ویکمین نشست «خوانش» که حسین زندی اجرای آن را برعهده داشت، با خواندن بخشی از این کتاب توسط غزاله مجیدی آغاز شد. سپس، حسین زندی و احمد بیگلریان به بیان سخنانی درباره این اثر پرداختند. در ادامه، امیرابراهیم جلالیان، نویسنده کتاب درباره نوشته خود سخن گفت. پرسش‌وپاسخ و امضای کتاب غبارزدگان برای علاقه‌مندان توسط نویسنده اثر، پایان‌بخش این مراسم بود.
در آغاز نشست، حسین زندی به معرفی امیرابراهیم جلالیان، نویسنده رمان «غبارزدگان» پرداخته و دراین‌باره گفت: «آقای جلالیان متولد ۱۳۵۲، نویسنده، مترجم و منتقد سینما هستند که «غبارزدگان» چهارمین اثر ایشان است. یک کتاب ترجمه به نام «بچه‌ای که صدایش می‌کردند «اهوی»»، کتاب «واله» و کتاب «پاریس پونزدهم» قبلا از ایشان به چاپ رسیده است. این بار هم با کتاب «غبارزدگان» در خدمت شما و ایشان هستیم.»
زندی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به موضوع این کتاب پرداخته و افزود: «این کاری که پیش روی ماست و امروز درباره آن صحبت می‌کنیم، در واقع روایت یک نسل است؛ نسلی که جنگ و اسارت را دیده است. آقای جلالیان تلاش کرده که مشکلات زندگی، زندان، سیاست و همه این موضوعات را در این کتاب بیاورد. البته مشخص است که از تیغ سانسور هم در امان نبوده، اما بااین‌حال آقای جلالیان توانسته پیام خود را برساند.»
حسین زندی قرارگیری کتاب در دسته آثار اقلیمی را یکی از ویژگی‌های کتاب دانسته و ادامه داد: «ویژگی و اهمیت این کتاب برای ما این است که بستر شکل‌گیری داستان در همدان است. یعنی در قالب ادبیات اقلیمی قرار می‌گیرد و شهر ما را بستر شکل‌گیری داستان قرار داده است. اما نکته جالبش این است که آقای جلالیان زاده همدان نیست و این شناخت او از کوچه محله‌ها، باغ‌ها و اقلیم همدان برای من بسیار جالب بود. برخی از نویسندگان ما که همدانی هستند و در همدان زندگی می‌کنند، گاهی موقعیت‌ها را در داستان یا تاریخ اشتباه می‌کنند. ولی در این کار حداقل این اتفاق نیفتاده و این موضوع واقعا برای من بسیار جالب بود.» زندی، نگاه بی‌طرفانه جلالیان به جنگ و ساده روایت‌کردن را ویژگی‌های دیگر کتاب عنوان کرد.
پس از پایان سخنان زندی، غزاله مجیدی برای آشنایی حاضران با قلم جلالیان، چند صفحه‌ای از این رمان را خواند. در ادامه، احمد بیگلریان به بیان سخنانی درباره کتاب «غبارزدگان» پرداخت. او در ابتدای صحبت‌های خود به انتخاب شهر همدان برای روایت داستان توسط جلالیان اشاره کرده و دراین‌باره گفت: «من فکر می‌کردم آقای امیرابراهیم جلالیان همدانی است. اما به‌هرحال با چاپ این کتاب به جمع نویسندگان معاصر همدان پیوستند؛ حالا چه همدانی باشند و چه نباشند. امیدواریم که آقای جلالیان نوشتن را همچنان ادامه بدهند و در عرصه‌ جغرافیایی همدان با شخصیت‌ها و قهرمان‌های شهرمان شاهد ساخت یک ادبیات داستانی بومی در محیط همدان با فرهنگ‌های غنی و ماندگارش باشیم. به امید اینکه همدان ما هم در زمینه فرهنگ محلی خودمان مثل برخی از شهرهای دیگر، دارای ادبیات داستانی قدرتمندی با ساختارهای بومی‌گری بشود.»
سپس بیگلریان به موضوع کلی کتاب پرداخته و ادامه داد: «در غبار زدگان ما شاهد ظهور شخصیت‌هایی هستیم که در لحظه‌های مهم و تاثیر گذار حوادث کشورمان، درگیر مسائل اجتماعی می‌شوند. سیر حوادث و تحول داستان در مسیر محله‌ها و محیط شهری همدان حرکت می‌کند. کتاب غبار زدگان داستان‌سرایی صرف نیست، به‌نوعی روایت و خاطره‌نگاری است برای واکاوی هویت، تغییرات اجتماعی و بحران‌های فکری.»
او در پایان درباره شیوه نگارش اثر توضیح داده و افزود: «آقای جلالیان در این رمان، شخصیت‌هایش را همان‌گونه که روایت می‌کند، می‌نویسد؛ همان‌گونه که در عالم واقعیت، وجود داشتند. غبارزدگان رمانی است خالص در شیوه رئالیسم محض، با زبان محاوره و روزمره مردمان عادی. رمان غبارزدگان روایت پرتنشی است از کوران زندگی که پر از حوادث نابهنگام و پیش‌بینی‌نشده است. کسانی که این کتاب را برای خواندن انتخاب کنند، هرگز نیمه‌کاره رهایش نخواهند کرد و بعد از خواندن، مدت‌ها با قهرمانان و روح قصه و حوادث عجیب داستان، زندگی خواهند کرد.»
در ادامه نشست، امیرابراهیم جلالیان، نویسنده کتاب «غبارزدگان» درباره داستان کلی کتاب و مکان شکل‌گیری حوادث آن سخن گفت و در خصوص مشکلات موجود در فرایند دریافت مجوز و چاپ این کتاب توضیح داد.
جلالیان در ابتدای سخنان خود به چگونگی انتخاب همدان برای بستر شکل‌گیری داستان پرداخته و دراین‌باره گفت: «من تصمیم گرفتم که در قالب جنگ، این قصه رو بنویسم. از نظر جغرافیا باید شهری انتخاب می‌شد که مورد حملات یا مشکلات و پیامدهای جنگ قرار گرفته باشد. تحقیق بسیاری دراین‌رابطه کردم. من با خانواده شایانیان که از خانواده‌های قدیمی همدان هستند، ارتباط نزدیکی دارم و درباره اطلاعات و به‌طورکلی از نظر جغرافیایی و اتفاقاتی که افتاده بود، با آن‌ها تبادل نظر داشتم. با تحقیق بسیار و از طریق هم‌فکری با این خانواده، سعی کردم نقطه‌به‌نقطه کتاب، از نظر لوکیشن، رویدادها و حتی خانواده‌های داستان به واقعیت نزدیک باشد. یعنی اصلا رئال محض باشد. محله‌هایی مثل محله جولان، حاجی، دره مرادبیگ و منطقه بوعلی یک واقعیتی بودند که در بستر قصه من نشستند و خوب هم نشستند. یعنی در آن قصه‌ای که من نوشته بودم، این اقلیم و جغرافیا کامل جا افتاد.»
جلالیان در بخش دیگری از صحبت‌های خود نیز درباره شخصیت‌های داستان «غبارزدگان» صحبت کرد. او یادآور شد که شخصیت‌های این اثر بسیار به واقعیت نزدیک هستند و داستان، روایتگر نسلی است که در جست‌وجوی هویت گمشده خود بودند.
پرسش‌وپاسخ و امضای کتاب «غبارزدگان» برای علاقه‌مندان این اثر توسط جلالیان، پایان‌بخش نشست بود. بیست‌ویکمین نشست خوانش به همت هفته‌نامه همدان‌نامه و با همکاری بنیاد ایران‌شناسی مرکز استان همدان، کتاب دیدار، صفحه خاطره‌بازی و شهربان‌پرس برگزار شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *