گفت‌وگو با مرتضی تحصیلی، هنرمند همدانی

گفت‌وگو با مرتضی تحصیلی، هنرمند همدانی

کسری گماریان

مرتضی تحصیلی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون است که در استان همدان فعالیت دارد. از جمله آثار او می‌توان به سریال «بنی‌آدم»، سریال «چشم تشنه»، تله‌تئاتر «بوی باران»، نمایش «کاش چشم نمی‌دید» و نمایش «عامه‌پسند» اشاره کرد. گفت‌وگویی با این هنرمند همدانی داشته‌ایم که می‌توانید در ادامه بخوانید.

-از چه زمانی وارد تئاتر شدید و دورهای آموزشی را کجا گذرانده‌اید؟

از کلاس پنجم ابتدایی کار نمایش را شروع کردم. با توجه به شغلم که در نیروی انتظامی بودم، کارهای مناسبتی اجرا می‌کردیم. به‌صورت حرفه‌ای‌تر هم بعد از جنگ با اداره ارشاد، صدا سیما و سازمان تبلیغات اسلامی همکاری داشتم. اولین نمایشی که در همدان کار کردم، نمایش «همسفران» استاد عاشورپور بود.

بنده در کلاس‌ها و دوره‌های بازیگری آموزش ندیدم. ولی این حرفه را به‌صورت تجربی از مرحوم پدرم که بازیگر بود، آموختم. بیشتر دانشم را مدیون آن بزرگوار هستم.

اکثر بازیگرها بعد از مدتی به سمت کارگردانی می‌روند. شما چرا این تصمیم را نگرفتید؟

خودم بشخصه زیاد با این کار موافق نیستم. با توجه به این که هنر در همه زمینه‌ها از جمله بازیگری، نویسندگی و کارگردانی پایانی ندارد، من بازیگری را پیش گرفتم و به این سمت می‌روم. البته در زمینه نمایش خیابانی و نمایش کوتاه کارگردانی هم انجام داده‌ام. ولی آن چیزی که از همه برای من مهم‌تر است، بازیگری‌ست. چون بازیگر، سلطان بلامنازع صحنه تئاتر و فیلم است. چون بازیگر است که دیده می‌شود. چون بازیگر است که بیننده یا تماشاچی را سر ذوق می‌آورد. متاسفانه یکی از معضلات ما این است فردی که بازیگر خوبی شده و همه هم در این کار تشویقش می‌کنند، به سمت کارگردانی می‌رود. در نمایش‌ها دیدم دوستانی که هم‌زمان بازیگر و کارگردان هستند، گاهی این وسط یکی از دو نقششان قربانی می‌شود و نمی‌توانند هر دو کار را به‌درستی و کامل انجام دهند.

دوست دارید چه نقش‌هایی بازی کنید و تابه‌حال با کدام کارگردان‌ها کار کردید؟

یک بازیگر باید بلد باشد هر نقشی را، چه در صحنه نمایش و چه در فیلم، بازی کند. بازیگر باید موتورسوار، فوتبالیست و تیرانداز خوبی باشد. در حد مبتدی بلد باشد و در همه مواردی که در بازیگری ممکن است بخواهد از آن‌ها استفاده کند، تجربه کمی داشته باشد. خود من بازیگری نبودم که در یک کلیشه بازی کنم. من در رزومه کاری سیاه‌بازی داشتم، در زمینه دفاع مقدس فعالیت داشتم و کمدی هم بازی کردم. اعتقادم بر این است که بازیگر باید همه‌فن‌حریف باشد. من با کارگردان‌هایی مثل استاد صادق عاشورپور، استاد حسین صفی، فواد ابراهیمی، رضا ادیب‌نیا، فرزاد لباسی، فرهاد لباسی، مرحوم استاد مهیمنی و مرحوم عباس شیخ‌بابایی فیلم سینمایی کار کردم

در مورد سریال «چشم تشنه» هم توضیح می‌دهید؟

با توجه به این که خودم افسر بازنشسته نیروی انتظامی هستم، در این سریال هم نقش سرگرد نیروی انتظامی داشتم. کارگردان این سریال رضا عزیزی بود. در سریال «چشم تشنه» با مرحوم شهرام عبدلی هم‌بازی بودم. ایشان بر خلاف نقش‌های منفی‌ای که داشت، انسان بسیار دوست‌داشتنی و با شخصیتی بود.

چرا اکثر هنرمندان برای پیشرفت به تهران مهاجرت می‌کنند؟ آیا شما هم چنین تصمیمی داشته‌اید؟

پایتخت هر کشوری دارای امکانات بیشتری نسبت به شهرهای دیگر است. این امکانات به هنرمند اجازه می‌دهد که پیشرفت کند و با هنرمندان دیگر آشنا بشود. مقداری هم به دلیل آزاد بودن در اجرای نمایش‌های اجتماعی و بقیه سبک‌ها است. بنده به‌هیچ‌عنوان تصمیم نداشته و نخواهم داشت به تهران بروم. چون جای‌جای خاک همدان برای من خاطره است. وجب‌به‌وجب کوچه‌های قدیمی‌اش برایم خاطره‌های فراموش‌نشدنی از دوستان و آشنایان، خصوصا بچه‌هایی که در ۳۵ سال گذشته با هم ارتباط داشتیم، دارد. البته این نظر شخصی بنده است که کسی که به تهران می‌رود، از یک سری عواطف بریده می‌شود. بنده نمی‌خواهم از این عواطف بریده بشوم و دوست دارم فعالیت نمایشی‌ام را در همدان ادامه بدهم. البته این را بگویم که در تهران هم کار نمایش انجام داد‌ه‌ام و در جشنواره شرکت کرده‌ام.

جایگاه پیش‌کسوتان را چگونه می‌بینید؟

نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که پیش‌کسوتان قدیمی ما دیگر الان کار نمی‌کنند. شاید به دلیل سن و یا مشکلات معیشتی و مشکلات دیگر باشد. ولی بنده با خودم عهد بستم تا زمانی که جان در بدن دارم، حتما کار هنر را ادامه بدهم.

از سریال علی‌البدل هم بگویید.

این سریال در همدان کلید خورد و دوست عزیزمان، سلبریتی معروف، بهرام افشاری و آقای بهنام باباخانی چند نفر را به این سریال معرفی کردند. اما به‌قدری عوامل کار خصوصا مصطفی تنابنده، برادر آقای محسن تنابنده، برخورد بدی با پیش‌کسوتان همدان داشتند که ما این موضوع را به نماینده مجلس و فرماندار هم گفتیم. متاسفانه دوستان تهرانی که به شهرستان می‌آیند، بسیار بد و از جایگاه بالا به بازیگران شهرستانی نگاه می‌کنند. تاحدی‌که خودم این جمله را شنیده‌ام که می‌گویند وقتی می‌خواهی بازیگر ارزان پیدا کنی برو شهرستان و خصوصا همدان. به دلیل این برخورد، ما چند پیش‌کسوت هم دیگر نرفتیم. به همین دلیل علی‌البدل خاطره بسیار بدی برای من و سایر پیش‌کسوتان همدان شد.

نظرتان درباره جشنواره بین المللی تئاتر کودک چیست؟ در حال حاضر اکثر کارهای نمایشی، کار کودک شده‌اند. نظرتان در این باره چیست؟

من نزدیک ۲۶ یا ۲۷ دوره جزو برگزار کنندگان و عوامل اجرایی جشنواره کودک بودم . این جشنواره بستر بسیار مناسبی را جهت پیش برد نمایش کودک در همدان فراهم کرد. واقعا بچه های همدان در نمایش کودک پیشرفت خوبی داشتند و این پیشرفت مدیون حضور جشنواره تئاتر کودک در همدان است. به نظر من پا گذاشتن در حوزه کودک از پا گذاشتن به حیطه جنگ اتمی خطرناک تر است. چون کودک ذهن پاکی دارد و ما می‌خواهیم این ذهن را برای آینده آماده کنیم. اگر خوراک بد به این کودک بدهیم، نتیجه کار و بازتابش در آینده، گریبان جامعه را خواهد گرفت. برعکس اگر بخواهیم به این ذهن که مثل آینه شفاف است داده های منطقی و درست در راه پیشبرد مقاصد انسانی بدهیم، قطعا نتیجه در آینده برای جامعه بسیار مثبت خواهد بود.

من چندان با این که همه کارها، کار کودک باشد، موافق نیستم. بالاخره در همدان مردم بزرگسال بسیاری هم زندگی می‌کنند و همدان شهر کودک که نیست. اگر فقط در این حوزه نمایش تولید کنیم، پس کارهای جدی چه می‌شود؟ بله. کار کودک انجام شود؛ ولی به‌اندازه.

وضعیت تئاتر در همدان را چگونه می‌بینید؟

بند به بند وضعیت تئاتر نه فقط در همدان، بلکه در کل ایران به مسائل اقتصادی کشور گره خورده است. من زمانی در دهه ۷۰ در چهار نمایش به‌صورت هم‌زمان کار می‌کردم. به نظرم آن زمان از نظر مادی بهتر از الان بود. متاسفانه الان دیگر قراردادی توسط اداره ارشاد با گروه بسته نمی‌شود. تنها درآمد از طریق گیشه و بلیت‌فروشی به دست می‌آید. هیچ ارگانی حمایت نمی‌کند. البته اگر کار مناسبتی و به سفارش اداره‌ای باشد، فرق دارد. اما همه کارها سفارشی و مناسبتی نیست. ما امسال نمایشی با نام «داستان عامه‌پسند» به کارگردانی کیانوش بهروزپور انجام دادیم. هیچ سازمانی پشتیبانی نکرد و تنها درآمد، فروش بلیت بود. متاسفانه از نظر مادی، در وضع بسیار اسفناکی هستیم و این وضعیت باید درست شود. چون هنر تئاتر، هنر پایه و پایه همه هنرها است. اگر به تئاتر اهمیت ندهیم، یعنی فاتحه همه هنرها خوانده شده است.

نظرتان درباره نمایشنامه‌خوانی‌های شهر کتاب چیست؟

بسیار خوش‌حالم. من از اول هم گفتم در همدان مسائل مالی هم مهم است. اما برای خود من که یکی دو بار در نمایشنامه‌خوانی‌های شهر کتاب و جاهای دیگر شرکت کردم، اصلا مسئله مادی مهم نبود. همین که دوستان دور هم جمع می‌شویم و این هنر مظلوم را که همین نمایشنامه‌خوانی باشد زنده نگه داشته‌ایم، برای من ارزش دارد. بسیار خوشحالم که این برنامه در شهر کتاب برگزار می‌شود. دوستان دور هم جمع می‌شوند و بازیگران و طرز بیان آن‌ها را می‌بینند. چون من هنگام اجرای نمایشنامه بسیار با میمیک صورتم بازی می‌کنم. نمایشنامه‌خوانی مثل یک نمایش رادیویی است. چشم را که می‌بندی باید با گوشَت متوجه شوی کسی که نمایشنامه‌خوانی می‌کند، چه نوع بازی‌ای دارد. به همین دلیل من نمایشنامه‌خوانی را بسیار دوست دارم. از استقبال مردم هم تعجب کردم. این استقبال نشان می‌دهد مردم هنر را دوست دارند. البته هنری که پویا و در راستای مشکلات جامعه باشد. کسانی که نمایشنامه اجرا می‌کنند، رسالت بسیار سنگینی دارند و موقعیت بسیار خوبی است که مردم را به سمت تئاتر سوق دهند.

شما تابه‌حال تجربه کار نقالی هم داشته‌اید؟

بله در قالب نمایش، کار نقالی انجام داده‌ام. در قالب فیلم هم با بسیج هنرمندان فیلمی به نام «معرکه» کار کردم که بر پایه یک داستان واقعی بود. پهلوانی بود که درگیر مواد مخدر و اعتیاد می‌شود. در آن نقش، معرکه‌گیری هم انجام دادم. یک دور هم داور نقالی جشنواره دانش‌آموزی بودم.

و صحبت پایانی؟ توصیه‌تان به جوانان علاقه‌مند به تئاتر چیست؟

من همیشه گفتم قبل از اینکه هنرمند باشیم، باید انسان باشیم. هنرمند انسان یا انسان هنرمند، در وهله اول باید ادب داشته باشد. ما داریم یک کار فرهنگی انجام می‌دهیم. اگر قرار باشد خودمان در زندگی کار غیرفرهنگی انجام دهیم و با اخلاق و رفتار ناپسند با دیگران برخورد کنیم، نمی‌توانیم هنرمند موفقی باشیم که تبیین‌کننده‌ راه درست مردم در جامعه باشد. جوانان ما در ابتدا باید ادب و تربیت داشته باشند. اگر می‌خواهند کار نمایش انجام دهند، دیگر مثل زمان سابق نیست. الان دانشگاه تئاتر و سینما داریم که در همه زمینه‌های هنری آموزش می‌دهند. جوانان باید مطالعه و تحقیق کنند تا بتوانند در کار تئاتر و در همه زمینه‌ها پیشرفت کنند. انسانی موفق است که مطالعه داشته باشد و تجربه را از دیگران به‌ویژه پیش‌کسوتان یاد بگیرد تا خودش به‌عنوان فردی فرهنگی که قرار است جامعه را به سمت خوبی‌ها سوق دهد، فرد تاثیرگذاری باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *