یاغیها هرگز نمیمیرند
نخستین رویداد تداکس همدان برگزار شد
نجوا کندری
عصر پنجشنبه ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴، در حالی که شهر به زیبایی با برف سفیدپوش شده بود، جمعی از دوستداران ایدههای نو در اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی همدان گرد هم آمدند تا روایت موفقیتها و چالشهای ۸ فرد موفق همدانی را بشنوند. در نخستین رویداد تداکس همدان که با محوریت شعار «یاغیها هرگز نمیمیرند» برگزار شد، حسین زندی، صاحب محمدیانمنصور، رضوان سلماسی، محمدجواد قیطاسی، احسان مهری، مهرداد ملکمحمدی، سید امیر موسوی و محمد شکوهینیا از یاغیگریهایشان در مسیر کار و زندگی سخن گفتند؛ از سختیهای کار فرهنگی در دشوارترین شهر برای کارکردن، یاغیگریهای همدان در طول تاریخ و شروع کسبوکار از صفر تا لذت گمشدن در سفر و جان تازه گرفتن با موسیقی، دشواریهای تلاش برای صعود به قلههای مرتفع و بازگشت به وطن؛ هنگامی که بسیاری میخواهند بروند.
یاغی آشوب نمیکند؛ متفاوت عمل میکند!
«جهان هر بار با یک جرقه تازه آغاز میشود؛ جرقه از ذهن کسی که نمیترسد متفاوت ببیند یا متفاوت فکر کند. شاید همین لحظه و همینالان این جرقه در ذهن یکی از ما و شما روشن شود.» نخستین رویداد تداکس همدان با این جملات فاطمه مجد، مجری برنامه، آغاز شد. او در ادامه صحبتهایش با روایت تمثیل غار افلاطون به شعار محوری این رویداد، «یاغیها هرگز نمیمیرند»، اشاره و تاکید کرد درد، جرقه آگاهی است؛ آگاهی زمانی آغاز میشود که تصمیمی یاغیوارانه میگیریم و همینجاست که محوریت رویداد تداکس معنا پیدا میکند.
مجد این نکته را یادآور شد که یاغی در رویداد تداکس همدان، مترادف فردی بیهدف و آشوبگر نیست و درباره مفهوم این واژه در رویداد گفت: «تابهحال به این فکر کردید چه شده است که بسیاری از ساختارها حتی در کشور خودمان تغییر کردند؟ کارهایی که در صد سال گذشته نمیتوانستیم انجام دهیم، ولی الان میتوانیم با آزادی بیشتری، آن کارها را انجام دهیم. برای اینکه یک سری از آدمها جرقههایی در مسیرشان زدند و تغییر ایجاد کردند. ما اسم این جرقه و اسم آدمی که این کار را میکند، «یاغی» میگذاریم. منظور ما از یاغیگری، بیهدفی و آشوبگری نیست. یاغی از نظر ما آدمی است که شجاعت متفاوت فکرکردن و متفاوت عملکردن دارد.»
فاطمه مجد سخنان خود را با نامبردن از یاغیگرانی همچون امیرکبیر، دکتر قریب، بیبی خانم استرآبادی، توران میرهادی و مریم میرزاخانی پایان برد که نامشان در تاریخ این سرزمین جاودانه شده و هر یک با تصمیمهای یاغیگرانه خود، تغییری ایجاد کردند که تاثیرش تا امروز نیز پابرجاست.
تداکس همدان؛ تحقق یک رویای سهنفره
سپس، محمدرضا آقامحمدی، برگزارکننده رویداد تداکس به روی سن آمد تا به این سوال که چرا استان همدان به رویداد تد نیاز داشت، پاسخ دهد. آقامحمدی، این رویداد را رویای محقق شده سهنفره خود، علی قیطاسی و امیرحسین معماریان دانست. او به این نکته اشاره کرد که آنها سالها خلا رویداد تداکس را در همدان احساس میکردند و برایشان عجیب بوده باوجودی که این رویداد از سال ۹۲ تاکنون در بیش از ۲۰ شهر ایران برگزار میشده، تداکس به همدان نیامده است؛ پس آنها تصمیم گرفتند پا پیش بگذارند و بهعنوان یاغی، اولین رویداد تداکس همدان را برگزار کنند.
«اولین سخنران ما ازایندست آدمهاست که پشت میز ننشسته که دیگران بیایند و اتفاقی را برایش رقم بزنند یا تصمیمی را بگیرند. همیشه سعی کرده آستینهایش را بالا بزند و برای شهر و کشور خودش، کار تاثیرگذاری انجام دهد. از نوزدهسالگی یک سوال در ذهنش بوده: اگر کسی برای شهر خودش کاری نکند، چه کسی قرار است انجامش دهد؟» با این مقدمه فاطمه مجد، حسین زندی؛ فعال مدنی، روزنامهنگار، سردبیر نشریه «همداننامه» و مدیر مجموعه فرهنگی هنری «دیدار» بهعنوان اولین سخنران نخستین رویداد تداکس همدان به روی صحنه آمد تا از یاغیگریهای این سالهای خود در حوزههای مختلف فرهنگی و محیطزیستی سخن بگوید.
عشق به سرزمین؛ باوری برای ماندن و ساختن!
حسین زندی در آغاز سخنان خود، چگونگی ورودش به حوزه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی را برای حاضران روایت کرد. او گفت که از کودکی و نوجوانی به این حوزه علاقه داشته، دوست داشته کاری انجام دهد، پژوهشکدهای راهاندازی کند، انجمنی ادبی تشکیل دهد؛ اما نمیدانسته که از کجا و چه نقطهای باید شروع کند و دیگران هم چیزی نمیگفتند. اما سردبیر نشریه «همداننامه» تصمیم میگیرد در شهر همدان که آن را دشوارترین شهر برای کارکردن بهویژه کار فرهنگی میداند، فعالیتهایی اجتماعی و فرهنگی انجام دهد.
حسین زندی در دوران نوجوانیاش که همزمان با فضای نسبتا باز دهه هفتاد بود، با تعدادی از دوستان خود نهادهایی مدنی تشکیل میدهد و فعالیتهای اجتماعی خود را آغاز میکند؛ دوستان و همدورههایی که به گفته او امروز هیچکدامشان در همدان نیستند، بسیاری از آنها از این شهر رفتند، مهاجرت کردند، به زندگی روزمره مشغول شدند یا درگیر اتفاقهایی همچون اعتیاد شدند. فعالیتهایی اجتماعی همچون تشکیل گروههای کوهنوردی و انجمن ادبی، در طول مسیر و یادگیری، به تلاش برای نجات شهر و کشورش تبدیل شد. تا جایی که به گفته وی، باوجودی که میزان ساعت معمول فعالیت مدنی در دنیا ۸ ساعت در هفته است، او تقریبا تمام عمر خود در این بیست و چند سال فعالیت را وقف آن کرده است.
این فعال مدنی دلیل این فعالیت بسیار بیشتر از میانگین جهانی و چندین ساله را عشق به سرزمینش، ایران و میهنش عنوان و تاکید کرد اگر در همدان مانده، به همین دلیل است. دلیلی که طبق صحبتهای او، شاید از نظر بسیاری شعار باشد؛ اما اعتقاد و باور اوست. با شنیدهشدن این جملات، صدای تشویق تماشاگران در فضای سالن پیچید. حسین زندی در تکمیل سخنان خود درباره شروع داستان فعالیتهایش گفت: «هر جا دیدم اثری تاریخی در حال تخریب است، رنجیدم. هر جا دیدم یک نفر سوار ماشین شاسیبلند شده و زبالهاش را در جاده و طبیعت رها میکند، حس کردم وطنم دارد آسیب میبیند. دیدم که با شعاردادن و گفتن، این وضعیت درست نمیشود. پس فکر کردم باید کاری کرد. باید اول خودم شروع کنم. خودم به میراثفرهنگی آسیب نزنم و خودم به میراث ناملموس شهرم و استانم فکر کنم. داستان من از آنجا شروع شد و برای این که وطنی که دوست داشتم کمتر آسیب ببیند، وارد فعالیت گروهی و کار جمعی شدم.»
مدیر مجموعه فرهنگی هنری «دیدار» در بخش دیگری از صحبتهایش به شروع فعالیتهای خود در حوزه محیطزیست و کارهای انجامشده در این زمینه اشاره کرد. زندی از استاد هوشنگ جمشیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت همدانی بهعنوان کسی یاد کرد که با دیدن تلاش او برای پاکسازی رودخانههای همدان به فکر فعالیت در این حوزه افتاده است. استادی که با شنیدن نامش دوباره صدای تشویق در سالن اتاق بازرگانی استان همدان طنینانداز شد. او به این نکته اشاره کرد که در آن سالها گروه تشکیلشده در همدان جزو نخستین گروههای ایران در زمینه پاکسازی طبیعت بوده و این مسیر ادامه پیدا کرد تا امروز که نتیجه آن در نسل جدید و تلاش آنها برای حفظ محیطزیست دیده میشود و همدان به یکی از تمیزترین شهرهای ایران تبدیل شده است.
در دشوارترین شهر هم میشود کار کرد!
حسین زندی در ادامه، داستان چگونگی ورودش به حوزه حفظ میراثفرهنگی و تلاشهای چندساله خود و دوستانش در این زمینه را برای حاضران در نخستین رویداد تداکس همدان روایت کرد. تلاشهایی که جرقه آن با صحبتهای زندهیاد دکتر پرویز ورجاوند درباره اهمیت حفظ میراثفرهنگی زده شد، نقطه شروع آن تشکیل حلقه انسانی برای جلوگیری از ساخت برج جهاننما در اصفهان و موضوع سد سیوند بود، با راهاندازی تشکلهایی در حوزه میراثفرهنگی در همدان ادامه پیدا کرد و در این سالها دستاوردهایی همچون ثبت ملی شدن خانههای ارزشمند همدان و ثبت جهانی هگمتانه را با یاری افرادی همچون دکتر محمدیانمنصور به دنبال داشته است. زندی این بخش از صحبتهایش را با این جمله که «بر این باورم که در این شهر دشوار هم میشود کار کرد» به پایان برد.
سردبیر نشریه «همداننامه» به فعالیتهای رسانهای و نشریهای خود در این سالها بهمنظور داشتن تریبونی برای طرح معضلات فرهنگی و محیطزیستی و مطالبهگری اشاره کرد؛ رسانهای که امروز در قالب نشریه «همداننامه» به مردم همدان ارائه میشود و دریچهای برای مطالبهگری و طرح مسائل اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی است. در همین راستا نشان فرهنگی «همداننامه» هم پایهگذاری شده که هر سال به فردی که برای همدان فعالیت تاثیرگذاری انجام داده، اهدا میشود. برگزاری رویدادهای مختلف در همدان دیگر فعالیتی بود که زندی درباره آن سخن گفت. زندی بر این موضوع تاکید کرد که در طول مسیر کاری خود، متوجه شده بسیاری از افراد بیبهره از رانتهای موجود، تریبونی در اختیار ندارند و فرصت دیدهشدن پیدا نکردند. به همین دلیل تلاش کرده تریبون و فرصت را در رسانه و رویدادها در اختیار این افراد در همدان بگذارد.
چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد
او از رویداد «اردیبهشت هگمتانه» بهعنوان بزرگترین رویداد برگزار شده توسط خود یاد کرد که در آن نزدیک ۴۰ نفر از بزرگان فرهنگی کشور حضور داشتند و مردم همدان از دانششان بهره بردند. زندی به دشواریهای خود در این مسیر و بدقولیهای برخی نهادهای دولتی و خصوصی در پشتیبانی این رویداد نیز پرداخت و تاکید کرد در فعالیت مدنی هیچگاه نباید به هیچ نهادی بهویژه سازمانهای دولتی اتکا کرد؛ بلکه باید دست روی زانوی خود گذاشت، بلند شد و کار خود را انجام داد. نهادسازی و تشکیل انجمنهای مختلف که به نسل جدید هم میدان میدهند، دیگر فعالیت حسین زندی در این سالها بوده که درباره آن توضیحاتی داد. ایجاد مجموعه فرهنگی هنری «دیدار» با یک کار جمعی برای مردم همدان که بتوانند بدون دغدغه رویدادهایشان را برگزار کنند و کارهای رسانهای انجام شود، آخرین موضوعی بود که مدیر مجموعه «دیدار» درباره آن سخن گفت. حسین زندی، نخستین سخنران رویداد تداکس سخنان خود را با این جملات پایان برد: «همواره بر یک باوری جلو رفتم و آن هم این است که کار نشد ندارد. چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد. اگر اتفاقی بر وفق مرادمان نبود، باید و ما میتوانیم بر هم زنیم آن اتفاق را، جلو برویم و موفق شویم»
«صفت یاغی را نمیشود فقط به آدمها نسبت داد. بعضی شهرها خودشان یاغیاند. چرا؟ چون که هزاران سال در برابر جنگ و آسیب و طوفان سعی کردند هویت خودشان را حفظ کنند. شهر همدان با ۳۰۰۰ سال قدمت یا بهتر بگویم با ۳۰۰۰ سال قصه در برابر خیلی از اتفاقات ایستادگی کرده، برای اینکه بتواند هویت خودش را حفظ کند.» فاطمه مجد با گفتن این جملات از دکتر صاحب محمدیان منصور، عضو هیئتعلمی گروه معماری دانشگاه بوعلی سینا دعوت کرد بهعنوان دومین سخنران رویداد از یاغیگریهای شهر همدان سخن بگوید.
یاغیگری همدان در طول تاریخ
محمدیان منصور روایت خود درباره تداوم، سکونت و پیوند با مکان را با این جملات آغاز کرد: «امپراتوری آشور، حدود ۳۰۰ سال به کشور ایران تاخت. مردم را قتلعام کرد، کاخها را ویران کرد، قبایل و دژهای فراوانی را از بین برد و ثمره این حملات شد شکلگیری اولین پایتخت ایران، هگمتانه. اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد؛ تخت جمشید و بسیاری از شهرها را از بین برد. اما همدان ماند، همدان دوام آورد و مردم ماندند. یکی از یادگارهای حمله اسکندر، همین شیر سنگی است که امروز در همدان وجود دارد. اعراب حمله کردند، قتلعام کردند. اما مردم دوام آوردند و ماندند و به زندگی ادامه دادند. مرداویج زیاری به همدان حمله کرد. دستور قتلعام بسیار وحشیانهای را داد؛ اما همدان ماند، مردم ماندند و دوام آوردند و سکونت تداوم پیدا کرد. مرداویج زیاری شیر سنگی را مثله کرد.»
دکتر محمدیانمنصور، روایت یاغیگریهای شهر همدان در طول تاریخ را اینگونه ادامه داد: «سلجوقیان به ایران حمله کردند و شهرهای زیادی را از بین بردند. اما همدان ماند و پایتخت سلجوقیان شد و اتفاقا مدفن بسیاری از پادشاهان سلجوقی شد. قوم مغول ۲ بار به همدان حمله کرد. قتلعام وحشیانهای انجام داد. مردم مقاومت کردند. شهرهای زیادی از بین رفت. جرجان و ابیورد و نسا از بین رفت. اما همدان دوام آورد. تیمور به همدان حمله کرد. زرنگ و بسیاری از شهرها از بین رفت. عثمانیها به همدان حمله و قتلعام کردند. احمد پاشا دستور داد در طول سه روز جنبندهای نباید در همدان زنده بماند. در کوچه خونیها جنازههای بسیاری روی کوچهها بود. چون هیچ ارتشی از همدان دفاع نکرد، مردم از شهر دفاع میکردند.»
تجلی روح مکان، ثمره یاغیگری تاریخی همدان
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا در ادامه صحبتهایش بر ایستادگی مردم همدان و تداوم شهر تاکید کرده و افزود: «مردم همدان به همدان مثل هتل نگاه نکردند که وقتی خدماتش افت پیدا میکند، از این شهر به جایی که خدماتش بهتر است، بروند. بلکه شهر را مثال مادر میدیدند که وقتی آسیب میبیند، باید کنارش بمانند و آسیبها را مرتفع کنند. اینها را گفتم که بدانید این شهر همینطوری ناگهان به دست ما نرسیده است. مثل خیلی از شهرهایی که سابقه تشکیلشان، چند صد سال و شاید چند دهه است، نیست. همدان بسیار کهن است و در برابر همه این اتفاقات دوام آورده است.» او ثمره این ماندن و تداوم را تجلی روح مکان دانست و در قالب مثالهایی، نمود این ویژگی را در شهر همدان توضیح داد.
گرهخوردن چرم با تاروپود فرهنگ همدان و وجود مردم آن، یکی از نمونههای عینی تجلی روح مکان است که محمدیانمنصور به آن اشاره کرد و شامل چرخه وجود شکارگاه و عشایر، شرایط مناسب برای دباغی، ساخت دباغخانهها و تولید چرم و موقعیت مکانی مناسب شهر همدان برای اقتصاد کاروانی، رونق اقتصاد کاروانی و چرم، واردشدن چرم و ادبیات مرتبط به آن در خانوادههای همدانی و پیوند دباغی و چرم با معماری و شهرسازی همدان میشود. صنعت بافندگی و فرش، ساختار محلات همدان و کوفته؛ غذای سنتی همدان، دیگر مثالهای تجلی روح مکان بودند که محمدیانمنصور به توضیح آنها پرداخت. سپس وی یاغیهایی را که از کنار این مثالها ساده نگذشتند، از این مثالها ایده پرورش دادند، در کشور و جهان شناخته شدند و درعینحال کسب ثروت کردند، معرفی کرد.
دکتر صاحب محمدیانمنصور، با جملاتی درباره شکل متفاوتی از یاغیگری، جملات خود را پایان برد: «یاغیها گاهی لازم نیست به ایدههای عجیبوغریب دوردستها نگاه کنند. فقط لازم است که عمق نگاهشان را به داشتههای خودشان بیشتر کنند، از این عمق، ایدههایی را بیرون بکشند و به شیوههای علمی نوین مجددا به جهانیان ارائه دهند. این کار چه فایدهای دارد؟ باعث حفاظت از روح مکان میشود. یعنی این کار با مکان گره خورده و مکان را حفظ میکند.»
من رویایی دارم!
سپس، احسان مهری و سام دینی، با اجرای یک قطعه موسیقی کلاسیک هنرنمایی کردند. پس از اجرای موسیقی، رضوان سلماسی، رئیس هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان همدان به روی سن آمد تا بهعنوان نخستین و تنها بانوی سخنران اولین رویداد تداکس همدان از یاغیگریهای خود در تلاش برای صعود به قله اورست بگوید. سلماسی از دشواریهای این مسیر، چالشها و موانعی که وجود داشت، سخن گفت؛ از استواری و تواناییهای زنان ایرانی صعودکننده که تحسین گروههای مختلف کوهنوردی را برانگیخت، از اِدِم قرنیه چشم خود که باعث شد در دوقدمی قله اورست، از صعود بازبماند و از درسهایی که این صعود برای او داشت.
رئیس هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان همدان در بخش دیگری از صحبتهایش بر اهمیت حفظ محیطزیست بهویژه در محیط کوهستان تاکید کرد. رضوان سلماسی در بخش پایانی سخنانش، درباره رویای خود و درسی که تلاش برای صعود به قله اورست برایش داشته چنین گفت: «من هنوز یک رویا دارم. رویای من صعود اورست است. رویای من صعود ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر است. رویای من داشتن ایرانی آباد است. رویای من کوهستانی سالم و پاک بدون آسیب است. رویای من، شهر من همدان است که هنوز باید ادامه دهد. درسهایی که اورست حداقل به من داد این بود که بعضی وقتها باید بود، باید ماند. بسیاری از تیمها برگشتند و رفتند؛ بهخاطر اینکه شرایط آبوهوایی اجازه نمیداد. کمتر تیمی برای امتحان باقی ماند. ولی تیم ما، تیم ایران باقی ماند. چون فرای هر محدودیت طبیعی، فرهنگی یا هر محدودیت دیگری، این تیم باید نشان میداد که باید موفق شود و ماند و موفق شد. یعنی باید تلاش کرد تا برسیم به آن چیزی که باید برسیم.»
بحرانی که به فرصت تبدیل شد!
محمدجواد قیطاسی، همبنیانگذار ماهچین، سخنران چهارم نخستین رویداد تداکس همدان بود. قیطاسی که در سالهای پیش معلم بوده، از شغل خانوادگی خود، کشاورزی گفت؛ شغلی که باوجود خشکسالیهای پیدرپی شهرش کبودرآهنگ و مشکلات ایجاد شده، دستخوش تغییرات شده و دیگر دستاورد گذشته را از نظر تولید محصول و درآمدزایی نداشته است. چالشی که باعث شد قیطاسی به فکر کشت محصولی باشد تا با میزان آبیاری سالیانه بسیار کمتر، درآمدی چندبرابر درآمد فعلی داشته باشند و بعد از چندین بار آزمونوخطا و کشت محصولات مختلف به زعفران رسید؛ گیاهی که به گفته او تنها یک محصول ساده نبود، بلکه یک امید خانوادگی بود که میتوانستند از طریق آن کسبوکار متفاوتی را شروع کنند.
اما انتخاب محصول، ابتدای راه بود و قیطاسی از دشواریهای این مسیر سخن گفت که کم نبودند؛ از دید منفی کشاورزان و ساکنین شهر نسبت به کشت این محصول که ایده را اجرایی نمیدانستند و نبود بستری برای یادگیری کشت زعفران تا کشت چندباره آن و نشدنها و زیانهای چندباره. البته این تلاش و استمرار در نهایت نتیجه داد، خانواده قیطاسی توانستند کشت زعفران را در کبودرآهنگ به بار بنشانند، آن را گسترش دهند و برای ارائه خدمات خود، برند ماهچین را خلق کنند؛ تا جایی که چند سال بعد، مزرعه زعفران آنها به بزرگترین مزرعه زعفران غرب کشور تبدیل شد. او درباره تاثیرات اجتماعی این ایده همچون مهاجرت معکوس و اشتغالزایی نیز صحبت کرد. محمدجواد قیطاسی صحبتهای خود را با تاکید بر این اصل پایان برد که خیلی وقتها میتوان بحرانها را به فرصت تبدیل کرد.
به دنبال جستوجوی معنا در موسیقی
احسان مهری، مدرس و نوازنده موسیقی کلاسیک، سخنران بعدی رویداد بود. این نوازنده پس از روایت دلیل علاقهمندی خود به موسیقی کلاسیک، به این موضوع که چطور موسیقی میتواند به انسان جانی تازه ببخشد و چگونه یک ملودی میتواند روح انسان را جابهجا کند، پرداخت. مهری این سوال را مطرح کرد که چرا ما موسیقی گوش میدهیم و به دنبال چه هستیم. او بر این موضوع تاکید کرد که ما به دنبال جستوجوی معنا در این صدا هستیم.
در ادامه با این مقدمه که بر اساس دادههای علم عصبشناسی، مغز ما همچون ماشینی به دنبال پیداکردن الگوریتم است، درباره سهمرحلهای که مغز با شنیدن یک قطعه موسیقی پشت سر میگذارد تا معنا را دریافت کند و به آرامش برسد، سخن گفت. احسان مهری در پایان، قطعهای از موسیقی کلاسیک را برای حاضران در سالن اجرا کرد که با تشویق و استقبال آنها روبهرو شد.
دو دهه تلاش، از دیدهنشدن تا موفقیت
پس از پایان هنرنمایی احسان مهری، مهرداد ملکمحمدی، کارآفرین و بنیانگذار شرکت تاپین بر روی صحنه آمد تا از یاغیگریهای خود در مسیر شروع تا رشد کسبوکارش بگوید. ملکمحمدی با بیان این مقدمه که تاپین پلتفرمی برای ارائه خدمات لجستیک به کسبوکارهای مختلف است، درباره چگونگی شکلگیری این پلتفرم، شکستها و چالشهای آغاز کار و مراحلی که در طول بیست سال طی شده تا به موفقیت امروز رسیده، صحبت کرد.
بنیانگذار شرکت تاپین تاکید کرد که یک ایده کسبوکار باید منفعت جمعی داشته باشد. وی در ادامه به بررسی فرایند سهمرحلهای هر کسبوکار که معمولا از زمانی که هیچکس کار شما را جدی نمیگیرد تا موفقیتهای چشمگیر، بین ۸ تا ۱۰ سال طول میکشد؛ پرداخت و درباره این مراحل در پلتفرم خود توضیح داد.
«گمشدن»، دلیلی برای سفر رفتن
«گاهی برای اینکه مسیر خودمان را پیدا کنیم، نیاز است از مسیرهای از پیش تعیین شده انصراف دهیم. شاید بهترین واژهای که میشود برای این سخنران استفاده کرد، واژه جسارت است. کسی که از نوزدهسالگی سفرهای خودش را به جاهای مختلف دنیا آغاز کرده است. دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بوده، ولی احساس کرده فضای متوقع و ساختارمند آنجا نمیتواند باعث شود که احساسات خودش را رها و واژه رهایی و آزادی را تجربه کند.» امیر موسوی، جهانگرد و مستندساز سفر پس از این معرفی مجری برنامه، به روی سن آمد تا درباره دلایل خود برای سفر رفتن بگوید. «گمشدن» به گفته موسوی واقعیترین پاسخی است که میتواند به پرسش «چرا سفر میکنی؟» بدهد.
او در تکمیل صحبتهای خود گفت که ما در زندگی نیاز به فضایی داریم تا بتوانیم با گمشدن، خودِ واقعیمان را جدای از تعاریفی که از سمت خانواده، دوستان و جامعه به ما تحمیل شده، پیدا کنیم و سفر، این بستر را فراهم میکند. امیر موسوی با این جملات سخنان خود را پایان برد: «سارتر میگوید انسان تنها موجودی در این جهان است که وجودش مقدم بر ماهیتش است. میتوانیم بگوییم انسان چیزی نیست به جز تصمیماتی که میگیرد. هر کدام از ما تصمیمهایی هستیم که گرفتیم. مهمترین دلیلی که من را جهانگرد کرد، این بود. من یک سری سفرها را شروع کردم، برای اینکه بتوانم از آن تصویر پیشفرض دور شوم. برای اینکه وجود خودم را مقدم بر ماهیتم بکنم، نه اینکه یک ماهیت از پیش تعیین شدهای برای من مشخص شده باشد و بعد من مجبور باشم به اینکه از آن تبعیت کنم.»
آخرین سخنران نخستین رویداد تداکس همدان با شنیدن این جملات مجری برنامه به روی صحنه آمد تا داستان یاغیگریهای خود را روایت کند: «آخرین سخنران رویداد ما کسی است که مسیر رویایی بسیاری از ما را زندگی کرده، در قلب تپنده نوآوری جهان کسب تجربه کرده، در بهترین دانشگاههای دنیا تجربه تدریس داشته، اما یک تصمیم یاغیوارانه میگیرد: رهاکردن مسیر از پیش تعیین شده و بازگشت به نقطه آغاز، بازگشت به کشورش ایران.»
محمد شکوهییکتا، راهبر سابق هوش مصنوعی در اپل و مایکروسافت و مدرس دانشگاه استنفورد، از مسیر تحصیلی و کاری خود، از ورود به دانشگاه تا کار در شرکتهای بزرگ آمریکا و تدریس در یکی از دانشگاههای برتر آنجا، سخن گفت. او سپس درباره بازگشت دوباره به وطن صحبت کرد و دلایل خود برای این تصمیم یاغیگرانه، از جمله مردم ایران و اثرگذاری را توضیح داد. پایانبخش نخستین رویداد تداکس همدان با محوریت شعار «یاغیها هرگز نمیمیرند»، سخنان برگزارکنندگان این رویداد و قدردانی از تیم اجرایی آن بود.