صفاریان

0

*شهرام غفوری

*مدرس دانشگاه                                                                                                           

خاستگاه اولیه صفاریان سیستان و سجستان بوده است. جایگاهی تاریخی و باستانی که بنای آن را به پادشاهان اساطیری و گرشاسب رسانده‌اند. هسته اولیه حاکمان بعدی سیستان، پسران لیث صفار یعنی: یعقوب، عمرو، علی، کسب و کارشان رویگری و مسگری بود. همچون سایر خاندان‌های حکومتگر ایرانی، صفاریان هم نسب  به شاهان رسانده‌اند. به قباد و انوشیروان و تفاخر از سوی دیگر به آن که «قرنین»  زادگاه یعقوب آخور اسب رستم «رخش» بوده است.

در عهد اسلام، زرنج نام مرکز ولایت سجستان بوده که گاه آن را مدینه سجستان نیز نامیده‌اند. سیستان در دوره خلافت عمر و به سال ۲۳ه به دست عاصم بن عمرو التمیمی فتح و خود حاکم ولایت گردید. در پی آن سیستان به یکی از بزرگترین محل‌های اسکان مسلمین، مطوعه و خوارج تبدیل شد و به علت دوری از مرکز خلافت به پایگاهی برای درگیری با خلفای بنی امیه و بنی عباس مبدل شد.

در پی خشکسالی‌های مکرر در منطقه و کمبود مواد غذایی کافی، که هر آن چه بود هم در انبارهای ثروتمندان پنهان شده بود و تعطیلی کارگاه‌های پیشه‌وری و بی رونقی دادوستد و در پی فشار و بازستانی باج و خراج بی‌قاعده و گاهی چندباره حاکمان از مردم بی‌پناه، جنبشی از عیاران در منطقه سر برآوردند که در پی مقاومت در برابر زور و ستم عاملان منصوب خلفا بودند. هرچند از طریق راهزنی .

شهر بست محل گردآمدن عیاران سیستان بود و برادران صفار نیز که سری پرشور داشتند به این حرکت پیوستند. بر اثر رشادت در جنگ‌ها، صالح بن نصر که در راس گروه‌های مخالف با خوارج بود یعقوب و برادرانش را به یاری طلبید. یعقوب به سرعت پله‌های ترقی را پیمود و در مدتی کوتاه به سرهنگی بست رسید و در ادامه امیر سیستان شد. در جمله‌ای گفته بود (اگر من بیارامم، مرا دست باز ندارند ) و این شاید علت فعالیت‌های فراوان او در تمامی عمرش بود.

حملات یعقوب بر تمامی سیستان و خراسان و کرمان و فارس و طبرستان ادامه داشت. در سال ۲۵۱ه موفق شد «عمار خارجی» را کشته و سرش را بر دیوار زرنج بکوبد. در این زمان خلافت عباسی دچار بحران شدیدی بود. متوکل و در ادامه منتصر کشته شده و ترکان دربار، المستعین را به خلافت رسانده بودند. در سال ۲۵۳ه ، هرات که زیر نظر طاهریان اداره می‌شد به تصرف ارتش امیر صفاری درآمد. در ادامه وی موفق به فتح پوشنگ، خاستگاه طاهریان شد. در سال ۲۵۹ه ، نیشابور پایتخت طاهریان سقوط کرد و بساط آنان از خراسان برچیده شد.

خلافت عباسی در ابتدا راضی به اعطای حکومت بر امیر سیستانی نبود اما در پی قیام زنگیان صاحب الزنج و شکست‌های متعدد از آنان، به ناچار قرعه به نام یعقوب افتاد. اما وی که همه جا را با زور و قدرت شمشیر خود باز ستانده بود شاید به کمتر از فتح جایگاه بنی عباس رضایت نمی‌داد. بدین خاطر نبرد نهایی گریز ناپذیر بود. در سال ۲۶۲ ه و در محلی به نام دیر العاقول نیروی امیر صفاری و معتمد خلیفه عباسی رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. نبرد با اولین و آخرین شکست بزرگ یعقوب پایان یافت. اموال و سراپرده‌اش به تاراج رفت و خود به جندی شاپور عقب نشست. یعقوب اگرچه شکست خورد اما از همان ابتدای کار حرکت او  یک شورش بر ضد دستگاه خلافت عباسی و حکومت دست نشانده آنان یعنی طاهریان در خراسان بود.

پس از وی برادرش عمرو صاحب جایگاه و مناطق متصرفه شد. عباسیان نیز که قصد نبرد مجددی را با عیاران سیستانی نداشتند به حاکمیت عمرو در منطقه رضایت دادند تا سرانجام او نیز در جنگ با امیر اسماعیل سامانی شکست خورد و قدرت آنان رو به اضمحلال نهاد. هرچند که آخرین بازمانده اینان ابو احمد خلف تا حدود سال ۳۹۷ه  در سیستان کرو فری داشت.

اداره حکومت صفاریان بر اساس اداره چند دیوان سامان یافته بود. دیوان عرض که بر برقراری مواجب نظامیان نظارت داشت، دیوان رسائل که مدت‌ها محمد بن وصیف آن را اداره می کرد (فردی که به گمان سراینده اولین قصیده به زبان فارسی بود) و دیوان خراج که به جمع و جبایت خراج می‌پرداخت.

اهمیت یعقوب در آن بود که توانست به تقویت روحیه عیاری و در نهایت به وحدت مردم سیستان در مقابل دستگاه خلافت عباسی همت گمارد. او در مسئله تقسیم آب هیرمند که سیستان را زاده آن دانسته‌اند هم کارهایی درخور انجام داد. در پایان باید دانست که صفاریان نقطه انفصال با تاریخ گذشته خلافت بغداد شمرده می‌شوند. زیرا این صفاریان دیگر نماینده خلیفه در ایران نبودند و تایید حکومت آن‌ها از سوی عباسیان از سر اجبار بود نه از روی رضایت. این روش بعدها سرمشق سایر حکومت‌های استیلایی شده و بیشتر سرزمین‌های ایرانی از قلمرو خلافت عباسی خارج شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.