گفت‌وگوی منطقی؛ ابزاری برای صلح و وفاق اجتماعی

2

*لیلا بهرامی

*جامعه‌شناس

مطالب مرتبط

زبان ابزاری است که هر انسان متفکری به واسطه آن برون‌داد اندیشه‌اش را با انسان‌های دیگر در میان می‌گذارد و مسلما برونداد اندیشه هر فرد با دیگری متفاوت بوده و افراد مختلف دارای اختلاف‌های فکری و نظری با یکدیگر هستند. اختلاف‌نظر‌هایی که می‌تواند با به کارگیری و بهره جستن از یک روش گفتگوی منطقی به صلح در جامعه بینجامد. وضعیت صلح شرایطی است که در آن گروه‌های مختلف اجتماعی، جنسیتی، قومیتی و… بتوانند با هم گفت‌وگو و تعامل کنند. یکی از اساسی‌ترین عناصر صلح و انسجام اجتماعی گفت‌وگو است. گفت‌وگو ابزاری برای وفاق اجتماعی بوده و از این حیث در تحقق جامعه صلح نقش پررنگی دارد.

اندیشمندان معتقدند برای تحقق یک گفتگوی دموکراتیک، به پیش شرط‌هایی چون عقلانی بودن مباحث و آزاد بودن طرفین در ارائه نظریاتشان نیاز است. اگر پیش شرط‌ها فراهم نباشد و هم‌چنین افراد در نظام تعلیم و تربیت، در خصوص چگونگی داشتن یک گفت‌وگوی منطقی آموزشی ندیده باشند کار دشوار می‌شود و اختلافات فکری یحتمل به خشونت و انسداد گفتگو منجر می‌‌شود. در انسداد گفت‌وگو امکان بر ساختن دیالوگی سازنده و معطوف به تفاهم وجود ندارد و تک گویی جای آن را می‌گیرد. اگر خشونت تا صلح را یک طیف در نظر بگیریم که  یک سر طیف انسداد گفت‌وگو و سر دیگر آن کاربست گفت‌وگوی منطقی باشد وضعیت در جامعه ما چگونه است؟ به راستی افراد چقدر برای شکل گیری یک ارتباط دو جانبه که به درک و تفاهم بینجامد تلاش می‌کنند؟ آیا خودرایی و پیروز شدن در بحث برایشان ارزشمند است یا تلاش آنان در جهت دستیابی شناخت درست برای حل مسائل و اختلاف نظرات است؟ لازم است منصافانه به این بیندیشیم که هر کدام از ما چه به عنوان یک فرد عادی و چه به عنوان یک مسئول و مدیری که در جایگاه بالاتر قرار داشته و گروه مرجع و الگوی فکری برای اقشار مردم محسوب می‌شود به دور از منافع شخصی و تعصبات فکری برای تبیین حق و حقیقیت و تفهیم و تفاهم با یکدیگر به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

متاسفانه امروزه در سطح جامعه شاهد نارسایی‌های گوناگونی در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستیم و واگرایی‌ها در حوزه‌های مختلف در حال گسترش است. چنین وضعیتی به صورت بالقوه بستری برای خشونت و برخورد در میان گروه‌ها و دسته‌های گوناگون افراد در جامعه را فراهم می‌کند و همین طور خانواده‌ها و ارتباطات فردی انسان‌ها در سطوح خرد متاثر از سطوح کلان جامعه است. بر فرض مثال اختلاف نظر افراد خانواده در خصوص مسائلی مانند سیاست‌گذاری های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی کنش‌های سیاسی و سبک زندگی با یکدیگر محل بحث و مجادله است. وقایع دلخراش ماه‌های اخیر ناشی از خشونت و نشان‌دهنده شکست و انسداد گفت‌وگو در میان  برخی خانواده‌ها است و نشانه‌هایی از گسست نسلی را نمایان می‌کند که به خاطر ناتوانی مدیریتی و نهادینه‌نشدن گفت‌وگو برای درک یکدیگر در حال تشدید است که پیامدهای تلخ و گزافی به دنبال دارد. در این میان فضای مجازی به مکانی برای تبادل نظرات و شکل‌گیری گفت‌وگو چه در عرصه ارتباطات خانوادگی و دوستانه و چه در عرصه عمومی و انتقاد یا حمایت در خصوص مسائل کلان در آمده است. به عبارتی می‌توان مدعی شد فضای مجازی به مثابه حوزه عمومی مکانی برای شکل‌گیری گفت‌وگوست. هابرس ماس نظریه پرداز کنش ارتباطی است. از نظر وی حوزه عمومی جایی است که موضوعات اجتماعی در آن مورد بحث قرار می‌گیرد. در واقع مدل گفت‌وگوی ایده آل آرمانی در مکانی به نام حوزه عمومی ساخته  و پرداخته می‌شود. حوزه عمومی تمثیلی از سمینارها، همایش‌ها، کافه‌های روشنفکری، مطبوعات و رسانه‌های آزاد است. در چندین سال اخیر افراد جامعه از طریق دنیای مجازی، امکانی یافته‌اند تا بیرون از فضای رسمی ارتباطی در یک حوزه عمومی پست مدرن با هم هم‌نشینی و تفاهم داشته باشند. با نیم‌نگاهی به مسائل کلان اخیر که محل بحث و  اختلاف عقیده کاربران بود لازم است بپرسیم چه تعداد از ما و چقدر در ارتباط با دیگران موفق به کنترل خشم و هیجان بودیم؟ تا چه اندازه تحمل شنیدن نظرات مخالف را داشتیم؟ مدیران و مسئولان فرهنگی و سیاسی چه نوع کنش‌هایی داشتند و کنش آنان چه تاثیری بر روی  رفتار مردم داشت؟ به نظر می‌رسد نهادینه کردن گفت‌وگو از ضروریات و وظیفه فردی و اجتماعی هر کدام از افراد جامعه است.

2 نظرات
  1. محمد حسن محقق معین می گوید

    سلام و تشکر از نویسنده خوش قلم یادداشت سرکار خانم بهرامی

    به موضوع بسیار مهمی پرداخته‌اید که نقش تعیین کننده‌ای در کیفیت زندگی همگان دارد. جای فراخی برای بحث و بخصوص عمل باقی است. به نظرم مهمترین فراز مطلب پرسش ذیل بود که همه ما باید در پایش‌های روزمره در رفتار خودمان و از خودآگاه و بخصوص ناخودآگاه خودمان بکاویم.

    “چه تعداد از ما و چقدر در ارتباط با دیگران موفق به کنترل خشم و هیجان بودیم؟”

    در این زمینه توجهات و مطالعات و بخصوص تاملاتِ روزمره در خودم داشته و دارم. اغلب هم منتشر کردم.

    امیدوارم بتوانم با خانم بهرامی و سایر همراهان هفته نامه همدان نامه در این زمینه بحث و تبادل نظر و تفاهمی بیش از پیش داشته باشیم.

  2. محمد حسن محقق معین می گوید

    آن را که خبر شد؛ خبری باز نیامد!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.