«جشن اسپندگان» نکوداشت زن و زمین در تمدن ایران

0

*حسین زندی

*روزنامه‌نگار

از آن‌جا که انسان موجودی اجتماعی است و شادی نیاز و لازمه زندگی اجتماعی به شمار می‌آید، جشن و سرور به مانند نیاز همواره با انسان همراه بوده است. پیشینه برگزاری جشن‌ها گواه این است که از دیرباز شادمانی چه جایگاهی در ایران داشته و دارد. دکتر «محمدعلی دادخواه» به نقل از دکتر «محمدی ملایری» می‌نویسد: «غم، مطاعی شیطانی و شادی مایده رحمانی است و در گستره عظیم تمدن بشری غم و اندوه همیشه مایه تحجر و توقف و شادی و نشاط عامل پویایی و تحرک بشر بوده است و از انوشیروان است که هیچ شادمانی نیست که از امید جدا باشد».

حافظ می‌گوید: دمی با غم به سر بردن جهان یک سرنمی ارزد/  به می، بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد

 ایرانیان باستان شادی را موهبتی اهورایی و غم را اهریمنی می‌دانستند. پژوهشگران، ایرانیان را مردمی شاد و بانشاط می‌دانند و می‌نویسند مردم در ایران باستان بیش از هفتاد روز از سال را جشن می‌گرفته‌اند.

برگزاری جشن‌ها به مناسبت‌های گوناگونی بوده است در روستاها مناسبات، دهقانی و جنبه معیشتی داشته و در مراسمی چون کاشت، داشت، برداشت، بارش باران (این جشن امروز به صورت مراسم باران‌خواهی و نماز باران در برخی مناطق برگزار می‌شود) و جشن خرماتکانی برگزار می‌شد.

 اما جشن گرفتن در شهرها بیشتر جنبه  اجتماعی داشته و در مواردی جشن تنها در دربارها مرسوم بوده است و جشن حکومتی به شمار می آمده و یا بر عکس، مردم در مقابل حکومت جشن برگزار می‌کردند.

از گونه‌های دیگر جشن‌های متداول در ایران می‌توان به جشن‌های ملی، قومی، محلی، آیینی و مذهبی و مانند این اشاره کرد.

یکی از این مناسبت‌ها اسپندارمذگان یا اسفندگان است که روز نکوداشت زن در ایران باستان به شمار می آید که در گاه‌شماری قدیم پنج اسفند بوده است.

در مورد این روز جز در متون زرتشتی منبعی در دست نیست تا از چگونگی برگزاری آن آگاه شد به همین بهانه موبدان زرتشتی آن را جشنی زرتشتی می‌پندارند در حالی که واقعیت‌های تاریخی پیشینیان را تنها با بررسی متون مقدس یک دین و با نادیده گرفتن جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی آن نمی‌توان بررسی کرد.

در سروده‌های زرتشتی، زنان آسمانی، الهه‌ها و ایزدبانوها ستایش می‌شوند و از زنان زمینی زمانی یاد می‌شود که نام دختر زرتشت به میان آید و یا وظیفه شرعی به زنان محول شود. زنان فرمانبردار و عابد و زنانی که فرزند بسیار دارند مدام گرامی داشته می‌شوند البته با نادیده گرفته شدن زنان نازا، زنان زشت رو و ضعیف و مانند این.         

در خرده اوستا چنین آمده: «زنان دارنده فرزندان بسیار، خاندان نیکو، نیرومند، خوش اندام و بلندبالا را می‌ستاییم» زمانی که زرتشت دخترش پور چیستا را به عقد جاماسب در می‌آورد دیگر دوشیزگان را نیز پند می‌دهد به همین دلیل نمی توان یقین داشت در فرهنگ زرتشتی زنان فرودست جامعه در این جشن حضور داشته‌اند.

اسفندگان نیز مانند دیگر مناسبت‌ها و جشن‌ها در طول زمان دچار تغییرات شده است اما با توجه به نقش اجتماعی زنان در ایران باستان می‌توان به جایگاه این روز درمیان مردم پی برد.

از این جشن با نام های دیگری مانند: جشن آفرینش، جشن زمین، جشن درخت کاری، مردگیران و…. یاد می‌شود. در یسنا آمده است: «ایدون این زمین، زمینی که ما را در بر گرفته است و این زنان را نیز می‌ستاییم  و آن زنانی را که از تو بشمارند ای اهورا مزدا، و از راستی برگزیده، برخوردارند».

اما جنبه اجتماعی و مردمی این روز که امروز می‌توان بدان پافشاری کرد، علاوه بر بزرگداشت زنان، نکوداشت زمین است که به دلیل آلودگی محیط زیست دچار بحران شده و درختی که از دیر باز در بین ایرانیان مقدس بوده، هرچند جنگل‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شوند.

ابوریحان در آثار الباقیه نام دیگر اسفندگان را مردگیران می‌نویسد و می‌گوید زنان در این روز مرد انتخاب می‌کردند. این مراسم یعنی مرد گرفتن زنان هنوز در مناطقی از ایران برگزار می‌شود. در روستاهای قوچان سیزدهم نوروز و در برخی مناطق مرکزی و آذربایجان در عید قربان جشن گرفته می‌شود.

این جشن‌ها به علت پافشاری نابجا به باورهای کهن که در برخی موارد کورکورانه نیز هست گنگ و مبهم باقی مانده و خاصیت شادمانگی اش کمرنگ شده است و در بیشتر موارد کاربرد امروزین ندارد پس باید برای زدودن غبار تعصب و کمرنگ شدن حاشیه خرافی جشن‌ها کوشش کرد.

 

با این همه، نقش و جایگاه زن در ایران باستان را نه تنها نمی‌توان انکار کرد، بلکه نمی‌توان با جامعه زن ستیز امروز برابر کرد. علاوه بر مستشرقین و مورخین و آثار زرتشتیان که همگی گواه بر برابری زن و مرد و دارا بودن حقوق اولیه زنان ازجمله حق قضاوت، حق پادشاهی و آزادی‌های دیگر است، کتاب شاهنامه، مهرهای سنگی، سنگ‌نوشته‌ها، لوح‌های گلی و اشیای زینتی زنان در دوره‌های تاریخی مختلف نشان از جایگاه ویژه زنان در این سرزمین دارد.

با وجود رسانه‌های نوین می‌توان جشن‌هایی مانند اسفندگان را بار دیگر به میان مردم آورد تا در کنار ایجاد شادمانی، با مظاهر فرهنگ وارداتی دیگران مبارزه کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.