این نیم چکمه‌ها برای راه‌رفتن درست نشده‌اند

خدایا، یعنی این عابرا نمی‌گن این دختره با این کاپشن چرمی و روسری اجق وجق این…

شاعرِ ناممکن بودن

*نادر هوشمند جمله معروف جویس را برایش نقل به مضمون می‌کنم: راه یافتن به قلب دوبلین…

مرضیه‌ای که هیچ‌وقت نیامد

*سونیا آئینی *عضو پژوهشسرای پرفسور حسابی با خوشحالیِ فراوان به سویش رفتم. گل رز قرمز را…

جوجه اردک‌های آقای فضلی

*نادر هوشمند ماجرای آقای فضلی از روزی آغاز شد که پسربچه‌اش نوید، شاید خسته از انبوه…

منظره‌ها و نظرگاه‌ها

*نادر هوشمند «به اکنون و به این‌جا بیاویزید، چون از طریق این‌هاست که تمام آینده در…

سرگذشت اسب سلطان محمد خوارزمشاه در اسدآباد

*نادر هوشمند وقتی یال ضخیم اسب شبق رنگ و بلندبالای سلطان را نوازش کردند، پی بردند…

گفت‌و‌گو در برابرِ کهنه درختِ شاه توت

*نادر هوشمند – به چه نگاه می‌کنی پیرمرد؟ – به این کهنه درخت شاه توت که…

سایه دوم تو

*نادر هوشمند ۱- شباهنگام تقریبا از همان مسیری که بالا آمده‌ای به پایین برمی‌گردی. از سراشیبی‌های…

اصلان آفریقایی و واپسین صورتک او

*نادر هوشمند دلیل این که اصلان را آفریقایی می‌نامیدند، دلبستگی دیوانه‌وار او به ساختن صورتک‌هایی بود…

طلوع

*محمد فلاح (سیاوش) از اونجایی‌که هر چیز کهنه‌ای محکوم به ویرونیه و باید دوباره نو بشه،…